زندگی‌ام با تلویزیون عجین شده، مصاحبه روزنامه جام جم با بابک بادکوبه

روزنامه جام جم اخیرا مصاحبه‌ای با بابک بادکوبه، مدیرعامل آژانس تبلیغاتی بادکوبه در ارتباط با بازیگری، سینما و تلویزیون انجام داده که در ادامه می‌توانید آن را بخوانید:

در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ دوران اوج ساخت فیلم‌ها و مجموعه‌های کودکانه در سینما و تلویزیون بود و برخی از بازیگران کودک همپای بازیگران ستاره محبوبیت داشتند و مردم برای دیدن برنامه‌هایشان در قاب کوچک لحظه شماری می‌کردند.
یکی از این کودکان یا به عبارتی نوجوانان بااستعداد بابک بادکوبه خردسال در آن سال‌ها بود که با ظاهر تپل مپل، بامزه و مهربانش در بین مخاطبان طرفداران زیادی داشت و با اغلب بزرگان بازیگری از قبیل اکبر عبدی در فیلم پرفروش سفرجادویی یا مجموعه جذاب خانه ما همبازی بود و به عبارتی نسخه کوچک شده عبدی با همان فیزیک بدنی بود.

با گذشت سال‌ها بادکوبه از بازیگری به جز نمونه‌های اندکی نظیر فیلم همخانه (۱۳۸۶) فاصله گرفته است و در سایر بخش هامثل تیزر و برنامه‌سازی فعالیت می‌کند و در آستانه ۴۰ سالگی همچنان بامزه و پرانرژی است. با او درباره دوران کاریش گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.

jamejam1

همچنان در این سال‌ها ارتباط خودتان را با تلویزیون حفظ کرده‌اید؟
بله، من بچه تلویزیونم و در کنار تلویزیون بزرگ شدم. در تلویزیون مهد‌کودک رفتم و در سالن‌های پذیرایی‌‌اش عروسی‌ام‌ برگزار شد. پدرم کارمند صدا و سیما بود و با نان رسانه ملی بزرگ شده‌ام و سال‌ها در عرصه بازیگری، اجرای برنامه و ساخت تیزر فعالیت می‌کنم.
در زمان مدیریت آقای پورمحمدی در گروه اجتماعی شبکه، برنامه‌هایی نظیر زمستانه، با جوانان و جنگ‌ها و مسابقات سرگرمی زیادی را اجرا کردم که برخی از این برنامه‌ها زنده بود. در سال‌های قبل در سینما هم فعالیت می‌کردم و در فیلم‌هایی نظیر سفر جادویی و همخانه بازی کردم و در هر دوی این کارها با اکبر عبدی همبازی بودم و یادم می‌آید سر صحنه همخانه اکبر عبدی می‌خندید و می‌گفت هم نقش پسرم را بازی کرده‌ای، هم نقش رفیقم و هم نقش دایی‌ام را و کم کم نقش خودم را هم بازی می‌کنی.

در برنامه‌سازی به‌عنوان تهیه‌کننده هم فعالیت داشتید؟
بله، تهیه‌کنندگی برنامه‌های زیادی را انجام دادم نظیر برنامه زنده اینجا آینده را برای شبکه یک و جنگ توت‌فرنگی را برای شبکه جام‌جم تولید و کارگردانی کردم و البته نویسنده این برنامه هم بودم.
سریال جستجوگران جوان را ساختم. در سریال بابا باران دستیار کارگردان بودم. برنامه ۹۰ قسمتی کاوش را در شبکه یک و گروه اجتماعی تولید کردم.
«خانه ما» در دهه ۶۰ سریال پر مخاطبی بود و شما نقش محسن، کودک شیرین و زبل را به‌شایستگی بازی کردید؟
بله، همان‌طور که اشاره کردم به‌دلیل کار پدرم که تهیه‌کننده بود با مقوله سریال و برنامه ناآشنا نبودم واز شش سالگی هم فعالیت هنری‌ام را آغاز کردم. در سال ۶۴ زمانی که ۹ ساله بودم، شرایط بازی در این سریال برایم فراهم شد.
کارگردان و تهیه‌کنندگان این سریال مرحوم مسعود رسام و بیژن بیرنگ بودند و اسماعیل پوررضا، اکبر عبدی، شهلا ریاحی، رویا افشار و دو بازیگر کودک مرتضی و آرش در سریال خانه ما بازی کردند.
در آن دوره من کلاس چهارم دبستان بودم و فیلمبرداری سریال هم از اواخر شهریور شروع شد و تا اواخر آذر ادامه داشت و چون مصادف بود با شروع سال تحصیلی، من نمی‌توانستم مدرسه بروم و چون کار در زمان پخشش مورد توجه قرار گرفت، دوبار دیگر هم روی آنتن پخش رفت.

کدام یک برنامه‌های شما بسیار مورد توجه قرار گرفته است؟
به‌طور مثال برنامه گنجشکی که ساخته بودم بسیار مورد توجه حاج‌آقا قرائتی قرار گرفت و چند بار در برنامه درس‌هایی از قرآن به این برنامه پرداختند و حضرت آقا هم به مهندس ضرغامی در جایی گفته بودند که این برنامه کلیپی بسیار خوب و سازنده است.

همچنین حاج‌آقا ابوترابی، سردار مومنی و دکتر جنتی هم در مناسبت‌های مختلف به من لطف داشته‌اند و در داخل دکور دفتر کارم پر از این جوایز است و الان هم در لابه‌لای برنامه‌های مختلف تیزرهای تبلیغاتی من پخش می‌شود و اغلب در باره مواردی نظیر صرفه‌جویی، احترام به والدین و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی است.

به نظر می‌رسد بچه خلفی برای تلویزیون هستید؟
تا الان خدا را شکر این‌گونه بود، بعد معلوم نیست! (باخنده)

مهم‌ترین جذابیت رسانه ملی برایتان چیست؟
همان‌طوری که امام(ره) فرمودند صدا و سیما دانشگاه است. کوچک‌ترین برنامه‌ای که در رسانه ملی پخش می‌شود در بین جامعه و در اقصی نقاط کشور تاثیرگذار است. به نظرم مدیوم انسان‌سازی است که می‌تواند فرهنگ و شیوه زندگی درست ایرانی ـ اسلامی را در جامعه اشاعه دهد. به همین دلیل قدرت فراگیر رسانه‌های دیداری است که دشمنان، جنگ نرم را برعلیه ما با ساخت برنامه‌های مبتذل ماهواره‌ای راه انداخته‌اند‌.

در چه دانشگاهی تحصیل کردید؟
در دانشگاه سوره و البته در دانشکده صدا و سیما دوره‌های مختلف آموزشی را گذرانده‌ام. من در اغلب رشته‌های هنری تخصص دارم‌.
اما در حال حاضر تخصص اصلی‌ام فرهنگ سازی در قالب تولید کلیپ‌های تصویری است. یادم می‌آید چند سال پیش سردار مومنی من را به دفترش دعوت کرد و خواست که با ساخت برنامه‌هایی، فرهنگ درست رانندگی در معابر و خیابان را ترویج دهم.

در چه سالی ازدواج کردید؟
حول و حوش سال ۸۲ و یک دختر ۱۲ ساله و یک پسر ۸ ساله دارم.

فرزندان شما به کارهای هنری و بازیگری هم علاقه دارند؟
زیاد نه، اما یک‌بار به برنامه فیتیله عمو قناد رفتند و برایشان جذاب بود و تمایل دارم بیشتر روی درس و مشق‌شان تمرکز داشته باشند. البته همه به بازیگری و شهرتش علاقه دارند. چون خودم این تجربه را داشتم که در ۹ سالگی مشهور شدم، ترجیح می‌دهم فرزندانم از تبعات درگیر شدن با چنین مساله‌ای فاصله بگیرند و در آینده فرصت دارند که در این حوزه فعالیت کنند.

بهترین برنامه و بازی که به آن علاقه دارید؟
سریال خانه ما. یادم می‌آید زمانی با امین تارخ و امین حیایی در مجامع هنری حاضر می‌شدیم و این دوستان از این‌که این‌قدر مردم من را می‌شناسند تعجب می‌کردند. فیلم سفر جادویی هم برایم عزیز است.

بچه‌های این دوره زمانه با بچه‌های دوران کودکی شما چه تفاوت‌هایی دارند؟
بچه‌های آن زمانه مجری مثل خانم خامنه را دوست داشتند و بچه‌های حالا عمو پورنگ و خاله‌های جورواجور را دوست دارند. اغلب این خاله‌ها در طول برنامه‌شان یک تیک در حال جیغ زدن هستند‌! (باخنده). بچه‌های این زمانه‌ هایپر، اکتیو و پر‌هیجان و شور، اهل سر و صدا و عاشق جنب و جوش هستند. بچه‌های زمانه ما آرامش بیشتری داشتند.

در دوران کودکی بیشتر چه برنامه‌هایی تماشا می‌کردید؟
موقع به دنیا آمدنم پدرم با دوربین سوپر ۸ از من تصویر‌برداری کرد‌. هنوز هم فیلمش را می‌بینم و در روز تولد امام حسن مجتبی در سال ۵۶ به دنیا آمدم و ازهمان چهار ـ پنج سالگی انواع و اقسام انیمیشن‌های خارجی را می‌دیدم.
اما جذاب‌ترین برنامه برایم محله بر و بیا بود که خیلی از بزرگان بازیگری از قبیل اکبر عبدی، آتیلا پسیانی و رضا ژیان در این کار بازی داشتند.

خاطره‌ای هم از بازی‌هایی که در دوران کودکی انجام دادید، بگویید؟
خاطرات زیاد است، یادم می‌آید در سریال خانه ما در سکانسی قرار بود من صابون اختراع کنم و بعد هم صابون اختراعی را گاز بزنم، برای همین اکبر عبدی پیشنهاد کرد من قبل از فیلمبرداری صابون واقعی را گاز بزنم تا بتوانم جلوی دوربین این سکانس را درست بازی کنم و کلی بابت این پیشنهاد اکبر آقا خندیدیم.

از دو کودکی که در این سریال با شما همبازی بودند خبری دارید ؟
بله، آرش محمود‌زاده، بازیگر نقش جواد به همراه خانواده‌اش ساکن کاناداست و مهندسی صنایع خوانده و محمد چراغعلی هم در بخش سیاسی صداوسیما مشغول به کار است و هنوز با هم در ارتباط هستیم و گذشته‌ها را با هم مرور می‌کنیم.

به چه دلیل در سال‌های اخیر کمتر به بازیگری می‌پردازید؟
بازیگری نیازمند وقت زیاد است و من بعد از اتمام تحصیلات متوسطه درگیر ادامه تحصیل، پژوهش، تحقیق و کار کردن بودم و از طرفی در آن دوران بازیگری به تنهایی من را اقناع نمی‌کرد و دوست داشتم با انجام کارهای فرهنگی سازنده اثرگذار باشم.
در همین راستا اولین فایل صوتی ترجمه آیات قرآن (معجزه) به فارسی را تهیه کردم و به همین دلیل لقب خادم قرآن را به دست آوردم و این فایل اثر برگزیده نمایشگاه قرآن در چند سال قبل شد.

 

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

نظرات (اولین نفری باشید که نظر می دهد)

Comments are closed.